خیلی شرایط بدیه جایی که خدا هم نگات نکنه

ساخت وبلاگ
چقدر بد حس کنی حرفات باید برای دیگران ترجمه بشن و کسی معنیشون رو نمیفهمه

حس ادمی رو دارم که رفته به یک کشور دیگه

و هیچی نه اون از زبون ادمهاش می فهمه و نه ادمهای اونجا زبون او را میفهمند

خیلی بد این شرایط

مجبور میشی سکوت کنی

سکوتی تلخ از جنس درد

مشکل من از اون ادم مسافرم بدتر

اون نیازاش را با ایما و اشاره میتونه بفهمونه

ولی من دردم رو حتی با اشاره هم نمی تونم به هیچ عهدی بفهمونم

سکوت کردم ولی واقعا راضی به این سکوت نیستم

دلم یک نفرو میخواد که بفهمه من چی میگم

با اولین حرفم گارد نگیره

مجبورم نکنه بگم غلط کردم حرف زدم...

ادمها وقتی خیلی از ادمهای دیگه ناامید میشن

ناخوداگاه به سمت خدا بیشتر کشیده میشن

و حس اینکه خدا حرفهاشون رو میشنوه ارومشون میکنه

ولی من حس میکنم خدا هم باهام موافق نیست ......

این یعنی اوج ناامیدی و

سکوت  و  سکوت   و   سکوت

...
نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : يکشنبه 5 آذر 1396 ساعت: 11:44

close
تبلیغات در اینترنت