خرید بک لینک

دیشب موقع رانندگی دستم را گرفته بود و حواسش به رانندگیش بود هر چند وقت یک بار فشاری به دستم میداد تا بودنش را به رخ بکشه

نگاهش کردم و فکر کردم حاضر نیستم با دنیا عوضش کنم این رو مطمعنم ولی ......

دیگه زندگیم را به دست طوفان ها نمیدم

هیچ کسی و هیچ چیزی نمیتونه خانواده کوچیکم را ازم بگیره

دوستشون دارم از هر کسی بیشتر

نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن ۱۴۰۱ساعت 8:31 توسط f.sh|

برچسب: نویسنده: پرهام نوروزی تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 8:46

صفحه بندی