
صدای عاقد شبیه زنگ ممتد تو گوشم تکرار میشدوکیلم؟؟؟؟تازه داشت مغزم کار میکرداگه من بله را بگم دیگه نمیتونم به امید فکر کنمدیگه فکر کردن بهش میشه خیانت به پسری که الان با کت و شلوار دامادی و لبخند عمیقش کنارم نشستهمن چیکار کرده بودم؟ چرا بیخود با زندگی خودم و مجید بازی کردمباید بزنم زیر همه چیزمن هنوز دست های گرم امید را میخوام، لبهای پر حرارتش را، بغل مهربونش راخنده های بیخیالش، شوخی هاش، بودنش حتی دعواهاشدرسته اون من رو نخواست و ازدواج کرد ولی من چرا لجبازی کردمچرا باید به خاطر در آوردن لجش ازدو...
ادامه مطلب