من وعلی

خرید بک لینک

از وقتی بین من و داداشم شکر اب شد و دعوای لفظی داشتیم علی دیگه دوست نداره بره خونه مامان

میدونم مقصر ما بودیم که جلو روی بچه دعوا کردیم

اما گاهی واقعا کارهای داداشم ما را به مرز جنون می رسونه

خلاصه علی با گریه زیر بار نرفت بره خونه مامان و همراه من اومد اداره

ولی الهی خیر ببینه

شبیه یک وردست خبره داره کمکم میکنه

مخصوصا من که نمیتونم راه برم علی میره برام پرونده میگیره پرونده میبره

خلاصه که فکر بدی هم نیست ازش تو تعطیلات یک نیروی کاربلد اداری بسازم

نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد ۱۴۰۳ساعت 10:36 توسط f.sh|

سخنی از حضرت دوست.......

ما را در سایت سخنی از حضرت دوست.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 44 تاريخ: شنبه 12 خرداد 1403 ساعت: 14:08

صفحه بندی