باید گریه کنم...
-
تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 2:27
یه وقتایی هست هر چی هم میری تو فضای باز میزنی بیرون بازم نفس کم میاری هوا نداری برای تنفس حی میکنی دو تا دست دور گلوت حلقه شده و داره خفت میکنه این جور مواقع باید غرور رو بزاری کنار زانوهات رو بغل کنی یه دل سیر گریه کنی بعد اروم میشی نفس میاد سرجاش دیگه اون دستها رهات میکنند دیگه حس خفگی نداری اون ب...
خواهش من از دکتر
-
تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 2:27
امروز نوبت دکتر دارم... میخوام ازش بخوام برام بستری بنویسه نه اینکه درد جسمی داشته باشم میخوااااااااااااااااام بلکه اینطوری بقیه دست از سرم بردارند بیخیال من بشن همکارها دوستها خانواده اصلا نمیخوان درک کنند من حالممممممم بد من باید تنها باشم من باید فکر کنم اونقدر فکر کنم تا مغزم خسته بشه بخوابه
روزانه های من
-
تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 2:27
خیلی غرغرو شدم گاهی خجالت میکشم از این همه نق نقی که میکنم دیروز به دکترم گفتم میخنده میگه اینم یه مدل ویار چه ویار جالبی بگم همسری هوامو بیشتر داشته باشه حتی در مورد بستری هم که گفتم اعتنا نکرد ولی بهم گفت گاهی استراحت کن برا فردا بهم استعلاجی داد نمیخوام کسی بدونه تا بتونم تنها باشم تو خونه هر چند...
امروز
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:30
دلم میخواست امروز رو استعلاجی می گرفتم میرفتم خونه تنهای تنها راحت و اروم می خوابیدم اخرشم یک بشقاب سوپ گرم میخوردم و از پشت شیشه به خیابون نگاه میکردم.... اگه برف می اومد که دیگه عالی میشد حیف که نمیتونم ...
ادامه امروز
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:30
امروز رفتم سونوxa0 خدا روشکر شرایط نی نی عالی بودxa0 همچنان اصرار در مخفی نگه داشتن جنسیتش دارهxa0 و نمیدونه ما میدونیم اون یک برادر مهربون برای سجاد... قد و وزن و همه چیزهای مربوط بهش عالی بود و من همچنان بازم وزن کم کردم و دکتر خیلی خیلی راضی بود از روندمxa0 از روز اول بارداریم یک کیلولاغرتر شدم و...
معجزه حضورت
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:30
ای كاش ..می توانستم بگويمكه با من چه می كنیتو جانی در جانم می آفرينی .. تو تنها سببی هستیكه به خاطر آنروزهای بيشتر ..شب های بيشتر ..و سهم بيشتری ..از زندگی می خواهم .. تو به من اطمينان می دهیكه فردايی وجود دارد ... جبران_خليل_جبران
شعر
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:30
چهقدر بغض بخوانم، سکوت بنویسم؟چهقدر حرف دلم را منوط بنویسم؟ چهقدر درّه بمانم، به قلّه خوش باشم؟به پای دامنهها از سقوط بنویسم؟ چهقدر دستِ من از پا درازتر باشد؟برای آمدنت هی قنوت بنویسم؟ چه میشود که بیایی و شعرهایم رابه خط بوسه به زیر گلوت بنویسم؟ و یا به جوهری از رنگ سیب روی لبتدو آیه از لب خود، از ه...
جریان همکار غایب بنده
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:30
یک همکار داریم حدودا سه هفته ناپدید شده نه تماس میگیره نه به تماسی جواب میده ولی از اونجایی که سابقه داره اصلا و عمرا نگران نشدیم جالبش اینجاست روز پنج شنبه که ماها تعطیلیم ایشون تشریف اوردند اداره و یکی از همکارایی که اضافه کار اومده بودند دیدنشون بعد احوال پرسی جویای علت غیبتشون شدند که ایشون راحت...
من یک زن متولد خردادم
-
تاریخ: 1396/9/5 ساعت: 11:44
دارم به باور میرسم زنهای متولد خرداد دو شخصیتی که نه چند شخصیتی هستند........ جایی شنیده بودم وقتی یک زن خردادی داری انگار یک حرمسرا زن داری تو خونت روزی یک برخورد و یک شخصیت جدید مقابلت قرار میگیره .... به سرعت هوای ابری من افتابی میشه و به همون سرعت شیشه های شفاف چشمم بخار الود و نمناک میشه.. حال ...
بانو کمی هم بانو باااااااااااش
-
تاریخ: 1396/9/5 ساعت: 11:44
بانو کمی هم بانو باااااااااااش بانو از خودت دست نکشخودت چتر باش خودت ابر باشخودت بارانشک نکن خدا نابغه بوده که تو را آفریدهبیخیال بنده هایش که دنیای زنانه ات را نادیده گرفتندبانو ایندفعه سر سفره تو نان گرم بخوراصلا تمام زیتون های دنیا هم مال توهروقت هم تنت سرد شدتنهاییت را بغض نکنآواز کنبا صدای بلند...
خیلی شرایط بدیه جایی که خدا هم نگات نکنه
-
تاریخ: 1396/9/5 ساعت: 11:44
چقدر بد حس کنی حرفات باید برای دیگران ترجمه بشن و کسی معنیشون رو نمیفهمه حس ادمی رو دارم که رفته به یک کشور دیگه و هیچی نه اون از زبون ادمهاش می فهمه و نه ادمهای اونجا زبون او را میفهمند خیلی بد این شرایط مجبور میشی سکوت کنی سکوتی تلخ از جنس درد مشکل من از اون ادم مسافرم بدتر اون نیازاش را با ایما و...
من و پسرها
-
تاریخ: 1396/9/5 ساعت: 11:44
دیروز رفتم متخصص قلب برای مشاوزه خدا روشکر از ساعتم منظم تر کار میکنه قلبی که به نظر خودم شکسته است... و امروز تعطیلxa0 کارهای جانبیم رو انجام میدمxa0 و کنار پسرم تو خونه از وجود هم لذت میبریم ... الانم داریم کاردستی میسازیمxa0 روزهای پنجشنبه اختصاص دارند به سجادxa0 و هر دو واقعا این روز رو دوست دار...
تنها همسرم نباش
-
تاریخ: 1396/9/5 ساعت: 11:44
سرگرم بازی با عروسکهام بودم که همسرم من رو دید مطمعنن نمیتونست تعجبش رو پنهون کنهxa0 و این تعجب رو با سوال نشون داد _داری عروسک بازی میکنی؟!!!!!!!!!!! ____ زنی که هنوز با عروسک بازی میکنه یک جای زندگیش میلنگهxa0 و وظیفه تو همسر که بفهمی کجا کم گذاشتی که همسرت دوست داره تو این سن به دوران کودکیش برگر...
ویار عجیب غریب من
-
تاریخ: 1396/9/5 ساعت: 11:44
به شدت عصبی امxa0 منتظر بهونه که مثل باروت منفجر شمxa0 واقعا شبیه روانی ها شدمxa0 شدیدا مردم گریز شدمxa0 و شدیدا هم حس تنهایی میکنمxa0 همه را فراری میدم و بعدش ناراحت تنهاییهاممxa0 حالام xa0یک حمله داشتمxa0 منتظر ضدحملم ...xa0 میدونم نتیجه اش روانی ترم میکنهxa0 ولی به شدت حس تهاجمیم فعال شدهxa0 امشب...
من امروز گلایه کردم
-
تاریخ: 1396/9/5 ساعت: 11:44
همیشه عقیده ام بر این بود نباید از ادمها گلایه کرد چون در جا توجیه می کنند و گاهی توجیهاتشون بدتر از کاریه که کردند پس.. وقتی یکی بهت بدی میکنه کم کم ازش فاصله بگیر تا این رابطه قطع بشه چون تو تو این رابطه خیلی داری صدمه می بینی اما همیشه هم این ایده جواب نمیده چون با یک سری افراد نمیتونی اصلا قطع ر...
مزاحم تلفنی اشنا
-
تاریخ: 1396/9/5 ساعت: 11:44
چند وقت پیش یکی تو تلگرام اومد پی ویxa0 شروع کرد نقد عکس پروفایلم که یک مصرع شعر بود توجیه کردم شعر روxa0 اسمش رو پرسیدمxa0 دیدم میگه افسانه امxa0 از اونجایی که شمارش افتاده بود فکر میکردم اشنا باشه که شمارم رو سیو داره ولی خودش کتمان کردxa0 دیدم زیادی مرموز بلاکش کردمxa0 تا چند هفته پیش یک شب ساعت ...
بازم گند زدم...
-
تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 18:16
روی ایوون نشسته بودم و ماهی قرمزای تو حوض رو نگاه میکردم تو هم عین همیشه دور حوض میدوییدی و شلوغ بازی در می اوردی... نمیدونم چی شد فقط وقتی به خودم اومدم که داشتی تو اب دست و پا میزدی نفهمیدم چطوری خودم رو انداختم تو حوض تمام لباسهام خیس شده بود ولی تو نبودی جیغ اقاجون در اومدکه میگفت خل شدی دختر تو...
از حس ناتوانی خودم بدم میاد
-
تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 18:16
تو کل شبانه روز فقط چند ساعت ارامش دارم اونم لحظه ای که از اداره میام خونه و پسرم با یه بوسه میاد استقبالم و بعد همسری از سر کار میادxa0 اون یکی دو ساعت رو واقعا حس خوبی دارم ولی بقیه روزم واقعا با حس مزخرف دلتنگی و بغض میگذره از xa0این حس که من رو انقدر ناتوان میکنه متنفرم
دل نوشت
-
تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 18:16
نیمه شب ها که خواب بسیاری از انسانها را در اغوش میگیرد و از من روی برمیگرداندxa0 دلم هوای تو را میکند تا به خوابی که مهمان چشمانم نمی شود اغوشت را نشان دهم وxa0 بی نیازی خود را از اغوشش به رخش کشمxa0 ولی چه سود تمامی اغوشها برای من ممنوع گشته اند چه اغوش
تسلیت به کلیه هموطنان عزیز
-
تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 18:16
من نمیدونستم زلزله به این شدت بودهxa0 فکر میکردم زلزله شدید مال سلیمانیه عراق بودهxa0 واقعا متاسف شدم از شنیدن امار کشته شده ها و مجروحانxa0 تسلیت واژه کوچیکی برای این دوستان و خانواده هاشونxa0 امیدوارم هر چه سریعتر با کمک مردم بتونیم به این هموطنامون کمک کنیم تا بلکه یک کوچولو از دردهاشون رو باهاشو...