دل نوشت

خرید بک لینک
نیمه شب ها که خواب بسیاری از انسانها را در اغوش میگیرد

و از من روی برمیگرداند

دلم هوای تو را میکند

تا به خوابی که مهمان چشمانم نمی شود

اغوشت را نشان دهم و

بی نیازی خود را از اغوشش به رخش کشم

ولی چه سود

تمامی اغوشها برای من ممنوع گشته اند

چه اغوش تو

چه اغوش خواب

و چه اغوش مرگ....

مرگ را چون پادزهری میبینم برای رهایی از دردهای گاه و بیگاه

مرگ پلی است برای رسیدن به تو

هنگامی که روحم از کالبد زمینی دل میکند و به پرواز در میاد

عنانش را در دست گرفته و راهی سرای یار میشوم

حتی اگر زنی را همبستر شبهای مهتابیت ببینم

باز هم ارزش دارد

چون روحم کنار تو حضور دارد

و این حضور سبزترین حضور خواهد بود

زیرا من دارمت و تو نداریم....

و این خواسته هر دونفرمان بود

سخنی از حضرت دوست.......

ما را در سایت سخنی از حضرت دوست.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 288 تاريخ: چهارشنبه 24 آبان 1396 ساعت: 18:16

صفحه بندی